سلام دوباره
مدتهاست دلم بدجور گرفته.آخه خدا برای من هرروز یک سهمیه غم گذاشته.اگه یک روز یک اتفاق بد برام نیفته اون روز شک می کنم که خدا من فراموش کرده.نیومدم که درد دل کنم.فقط اومدم بگم باید قدر چیزهایی رو که داریم بدونیم حتی کوچیکترین چیزها که به نظرمون چیز بیخودی هستن مثل گریه کردن.اصلا ما به گریه اهمیت نمی دیم ودر موردش فکر نمی کنیم.اما می دونید وقتی گریه می کنید چقدر حالمون بهتر میشه واگر گریه نکنید از داخل له می شید.قبلا ها وقتی می گفتن یک نفر اشکش خشک شده فکر می کردم یک مثال.اما الان ۴ ماه تو حسرت ۱ قطره اشکم...تو بدترین شرایط که هرکی باشه گریش می گیره فقط گریهام می ریزه توم.دلم برا گریه کردن تنگ شده.باورم نمی شد یک روز دلم برا گریه که خیلی جاها آبروم می برد تنگ بشه.مدتهاست آرزومه که نیم ساعت بشینم و های های گریه کنم.از بس خودم گول زدم و هر بلاییسرم اومد گفتم حتما یک صلاحی توش خسته شدم.خدا یادش رفته شونهام توان این همه بارو نداره.قدر اشکاتون بدونید.منکه اشکم خشک شده می فهمم اشک چه نعمتیه.
این گونه به خاک ره میفکن ما را
ما تو را به چشم دوستی می بینیم
ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

