همه چیز اونجوری نیست که به نظر میرسه
چهارشنبه 1385/01/30 19:39
پرنده کوچکی در زمستان به سمت جنوب در حال پرواز بود.آنقدر هوا سرد بود که پرنده یخ زد و داخل مزرعه بزرگ روی زمین افتاد
.زمانی که آنجا افتاده بود گاوی کنارش آمد و مقداری از مدفوع گاو روی پرنده ریخت
.......چون داخل توده مدفوع خوابیده بود کم کم احساس گرم شدن کرد
...مدفوع واقعا او را گرم کرده بود و او با خوشحالی آنجا خوابیده بود
.کم کم شروع به خواندن کرد...گربه ای که از نزدیکی می گذشت صدای خواندن پرنده را شنید.
گربه با دنبال کردن صدا متوجه شد که پرنده زیر توده ی مدفوع است.سریعا او را بیرون آورد و بلعید
هر کسی چیز ی بی ارزش و نا خوشایند به تو میدهد دشمن تو نیست![]()
هر کسی که تو را از اوضاع بد و نا هنجار بیرون می آورد دوست تو نیست![]()
زمانی که در وضعیت بدی قرار داری زبانت را بگیر![]()
دوستان عزیزم ببخشید کمتر وقت میکنم بیام پیشتون...اما امیدوارم همتون تو نمایشگاه کتاب ببینم![]()
راستی اینم برای کسی که دوستش دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
