مدتهاست سکوت یشه کردم
تا لحظه های دور دلم درد بی تابی را نشناسد
مدتهاست از همه چیز گریخته ام
به امید یک راه نجات
یک نفس برا رهایی
یک فریاد برای تمام لحظه ها
چقدر سخت است
زمانی که دلت را به یک لحظه
به یک اتفاق دل خوش کنی
و تمام ثانیه ها را تمام سختیها را
به امید رسیدن به آن لحظه به امیددلگرمی
خدای دل مدارا کنی
چقدر سخت است زمانی که چشمهایت تمام تلخیها را
میبیند و پنهان اشک میریزد
به امید آن لحظه چقدر سخت است
تمام آمال و آرزوهایت تنها یک تپش شود
ولی زمان رسیدن آن لحظه
آسمان بی مهر شود
دریا طوفانی و نا آرام،چشمها فریاد شود
دلها حسرت دوران
لحظه هایی که ثانیه ها همه برایش منتظر بودن
به یک چشم بر هم زدنی دروغ و بی دلیل شود
چقدر زجر آور است که دل دیگر نگرید
با تمام خستگیهایش
کاش میتوانستم بر نگاه دلم آرامش یابم
کاش میتوانستم چشمهایم را برای همیشه ببندم
و تنها در سیاهی بمانم.که خواندیم مشکی رنگ عشق..
دیگر قدرت ذهن یاری نمیکند.دیگر چشمها فریاد نخواهند زد
دیگر دل دنبال هدف نخواهد رفت
دیگر بارانی شیشه پنجره را نمناک نخواهد کرد
دیگر غروب انتظار نخواهد بود
دیگر هیچ پرسشی برای پاسخ نخواهد ماند
دیگر هیچ ندایی حسرت فریاد نخواهد شد
دیگر هیچ بی صدایی صدا نخواهد شد
میدونم الان خیلی از عزیزانم مشغول امتحانات شدند..امیدوارم همتون تو امتحاناتتون موفق باشید![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اینجاکلیک کنید حتمی خوشتون میاد..میرین اونجا نظر یادتون نره![]()
![]()

