اما تنها نگذاشتم
کس نفهمید و من ........................................................................
مرجان عزیزم..من همیشه به امید حرفهای تو نیرو میگرفتم ...مرجان عزیزم من آدرس میلتو گم کردم..شرمندم
همیشه دلم میخواست باهات در تماس باشم..اما منو ببخش..که نتونستم جوابتو بدم..بخدا تو شرایط بدی بودم..الانم اگه آپ میکنم به خاطر تو و بقیه مهربونهاست..وگرنه خاطره خوبی از اینترنت ندارم...حتما برام میلتو بگذار
چندتا از دوستانم ازم خبر حال خواهرمو گرفتن ....باید بگم ۳ ماه پیش راحت شد..و بلاخره مارو تنها گذاشت..وکلی غم برا مامانم
منم تو این مدت هروزم جهنم بود..اینقدر غم داشتم که غم خواهرم توش گم بود...۶ ماه آوارگی کشیدم ...نمیدونم ...اما شاید یه زمانی خلاصه ماجرا را بگم
الانم تو بدترین شرایط که فکرم پر از غم و مشکلاته باید از یه دو راهی بگذرم..که هر دو تا راه پر از سختی و مشکلاته...و من ۱ ماه وقت دارم سر نوشتم انتخاب کنم....اونم سرنوشتی که بازم پر از ترسه
خسته شدم..وقتی ۶ ماه پیش گفتم خسته شدم..خدا منو تو شرایطی انداخت که با زندگی بجنگم...و هروز کارم گریه بشه..منم جنگیدم..اما خواهرم هم ازم گرفت..بازم تحمل کردم..اما منو نگران مادرم کرد..بازم جنگیدم...منو تو شرایطی گذاشت که به خاطر لجبازی یک عده من قربانی شم و بهم فشار بیارن ...اونقدر فشار که دلم میخواست زندگیمو تموم کنم..اما به جا اینکه یه آرامش کوچیک بهم بده منو تو شرایطی قرار داده..که خدا نکنه هیچ بنده ایشو قرار بده....
اخه خدایا تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه من با بنده های دیگت چه فرقی دارم که اینقدر امتحانم میکنی...من چه گناهی کردم که باید اینقدر امتحانهای سخت بشم ..من که هرکی بهم بدی کرد بازم خوبیشو خواستم..پس چرا باید هری که میرسه یه تیکه از وجودمو بکنه ..چرا به خاطر لجبازی و آگاه نبودن یه عده مورد توهین و قضاوت قرار بگیرم..چون تنهایی دارم مشکلاتم پیش میبرم؟خسته شدم خدا.........میفهمی؟؟؟؟؟ خسته شدم .....بیشتر از اونیکه کسی تصورش کنه...کی میخواهی یه زندگی خیلی ساده و آروم بهم بدی...تا کی باید غم داشته باشم...تا کی باید قربانی باشم...خدا میشنوی....خستم..خستم..هروقت اینو گفتم بازم بلا سرم اومد...به خدا خستم...اگه میخواهی انکارو کنی منو بکش و ببر ....خدایا یه بار به حرفم گوش کن ...دیگه پاهای من توانایی نداره..تا اینجا با این پاهای خستم اومدم...از اینجا به بعد خودت باید کمک کنی...خودت بهتر از هر کس میدونی به ته خط رسیدم..منو از این جهنم نجات بده..........
دوستان عزیزم....سعی میکنم به وبلاگاتون بیام و شخصا از خجالتتون در بیام و از تون تشکر کنم
فکر نکنید بی معرفتم...دوستتون دارم...شماها تنها دلخوشیهای من هستین![]()

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي ....نمی بخشمت.....به خاطر تحمتهایی که به من زدی...به خاطر شخصیتی که ازم گرفتی..نمی بخشمت به خاطر عشقی که بهت داشتم و ندیدی... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي


