حالا من هستم و آسمان..
من هستم و آینده نا معلوم.من هستمو آدمهای رنگارنگ
و نگاهای سرد.من هستم و خدای بینیازم از همه چیزو از همه کس جز تو
خدا.من هستم و قلمم که جز نوشتن چیزی نمیداندو
تو که بارها و بارها نوشتنم را سرزنش کردی و تو که مرا هروز رنجاندی..
و تلافی رنجاندتن بیشتر رنجاندی...تویی که اینقدر مرد نبودی که پای حرفات بایستی
تویی که یک بار مثل یه مرد برای بودن تلاش نکردی...تویی که وقتی داشتن علت این تغیر حالتت رو میپرسیدند..مثل یک مرد بهشون نگفتی علت خودتونین که من تو بدترین شرایط ترد کردین و ۶ ماه منو تو فشار گذاشتین و ترس..و مرگم ترجیح میدادین...علت اون بیگناه نیست که ۶ ماه تو هر شرایطی پا به پام اومد و تنهام نگذاشت..بهشون چرا نگفتی بزرگترین و اصلی ترین شک اونا بودن..فقط چون اونطرف به نفعت بود چشمات رو حقیقت بستی
تویی که بارها قسمه عشقم رو خوردی اما هرجا کم میوردی به اسم ترحم میوردی جلو
اگه اعتقاد به ترحم داری چرا تا حالا مونده بودی...پس ترحم میخواستی؟
اگه هم ترحم نمیخواستی و میدونستی عشقه چرا همیشه وقتی کم میاری میبریش زیر سوال...دل بشکن مهم نیست...عادت کردم..عشقت به من شکستنم بود
عشقی مهم است که به خاطرش بسازی نه نابود کنی
فرق عشق ما همین بود...من میساختم و تو نابود میکردی
میبخشمت..ومیسپارمت دست خدا..
نه خیلی مونده که فرق زندگی و لجبازیو بدونی...
خدا بزرگه...منم آروم میشم...اما خدا نمیبخشتت..دعا میکنم برات
هنوز زوده معنی عشق بفهمی
گور عشقت کندی
دیگر نمینویسم تا ابد زیرا صفحه ذهنت پر شده از تکرار شعر من.اما من هنوز به دنبال حقیقتم...شاید بنویسم تا همه بفهمن یه نفر چقدر میتونه نامرد و ضعیف باشه
خوش باشی

هرچه از بازی این زمانه خسته ام و از بازیچه شدن درمانده.در این اتاق سوت و کور نشسته فکر میکنم هوز شاخه های خسته اما امید فرداهای زیبا با....دارد

بدرود قاتل من...خوشبخت باشی...این بازیتم تموم شد..بیگناه نفر بعد...من سومین قربانی بودم و حالا.....نمیدونستی بازیتو چطور تموم کنی ...چون دیدی همه جوره پاتم...
موفق شدی..جشن بگیر...من عاشق قاتل خودم شدم
شما همه چیز من بردین زیر سوال..صبرم تموم شده..همینطور که الان منو عشقی که به خاطرش هر زجریو تحمل کردم بردین زیر سوال..اشکال نداره...وقتی همتون منو محکوم به نداشتن عشق میکنید..پس دنبال چی میگردین..تمومش کن..میدونم هنوزم چشم دوختی تا کسی زندگی بهت بده....خودت نمیتونی جمش کنی..اما اینبار .........

خدایا شکرت که به این زودی بهم فهموندی قسماش دروغه..و شرایط رو احساساتش اسر میزاره...مرسی تا دیر نشده بهم فهموندی نمیشه به قولهاش اعتماد کرد...اون عوض میشه اما بر حسب شرایط...اگه هم تا حالا رو نکرده بودی برا اینکه تو شرلیط نبودی...منم همون سختیهارو داشتم...اما رو حرفم موندم..با باد زیر قولم نزدم...اگه بخشیدنم از بخشیدنم سوئ استفاده نکردم.
مرسی خدا بهم فهموندی هنوز تو شرایط سخت بازم میتونم ببخشم وو کسی که به سیاهی کشونده منو براش دعا کنم...امتحان سختی بود..
برو به سلامت...خوشبخت بشی...دعا میکنم تو تصمیمت ثابت شی..و قول دروغ نگی...و اگه بخشیدنت رودار نشی...دعا میکنم واقعا یک بار نه از سز لجبازی بلکه واقعا عاشق شی..تا بفهمی
دعا میکنم رنگ عوض نکنی و زندکیو لجبازی نگیری
اگه منم سعی کردم فقط به خاطر عشقم بوده...همون عشقی که میگی ترحم
اما اگه هم ترحم بود من به عشق تبدیل کردم و پا درداش نشستم..اما تو به تنفر تبدیل کردی و هروز آزار دادی..نکنه باورت شده .........
اگه از گناهات میگذشتم به خاطر عشق بود...همون چیزی که تو هنوز معنیشو نمیدونی
با تما م کم گذاشتنات و آزارات بازم خواستمت..عاشق بودم..فقط در مقابل اینهمه زجرخواستم محکم باشی و دیگه اشتباه نکنی ولی.........
خوشبخت بشی عشقه........خدا نگه دار تا ........
دوستانم برام دعا کنید که از این امتحان هم سر بلند بیرون بیام
مرد بخواهد در آخرین لحظه زندگیشو جم میکنه![]()
