هر کسی چیز ی بی ارزش و نا خوشایند به تو میدهد دشمن تو نیست![]()
هر کسی که تو را از اوضاع بد و نا هنجار بیرون می آورد دوست تو نیست![]()
زمانی که در وضعیت بدی قرار داری زبانت را بگیر![]()
دوستان عزیزم ببخشید کمتر وقت میکنم بیام پیشتون...اما امیدوارم همتون تو نمایشگاه کتاب ببینم![]()
راستی اینم برای کسی که دوستش دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روز بعد روزنامه ها نوشتن: برخورد یک موتور سیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این حادثه که به خاطر بریدن ترمز موتور سیکلت بوده،یکی از دو سر نشین زنده ماند و دیگری در گذشت
.......مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود و بدونخ اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود. و خودش رفت تا او زنده بما ند..........
دوستان مهربونم شما فکر می کنید زن جوان که زنده موند خوشبخت میشه؟...اصلا می تونه به زندگی ادامه بده...به نظر من هر روز عذاب وجدان داره....به نظر من مرد خوشبختره که رفت...خدایا تا کی می خواهی ما را امتحان کنی؟ دیگه شونه هام تحمل این همه فشار را نداره.....مردن راحت تر از اینه که هروز زیر بار فشار با زجر آروم آروم بمیری...................
گل ما داره میمیره خلی بی صدا...یکسال دیگه حتی از اون اثری نخواهد ماند بجا.....نه از مهربونیش و نه نابود شدنش در راه عشق... گل زیبا مرد و حتی ستاره برایش اشک نریخت![]()
این داستان خودم گفتم.
.خیلی ساده و پر اشکاله..
اما الهام گرفته از زندگیه خودم بود...![]()
![]()
بازم یک داستان کوتاه و پر معنی.شاید این هم تکراری باشه اما دیدم ارزش نوشتن تو وبلاگم داره.امیدوارم خوشتون بیاد![]()
روزی سوراخ کوچکی در پیله ظاهر شد.شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانهبرای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله تماشا کرد.ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگه نمی تونه به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جسه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند.آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جسه او محافظت کنداما چنین نشد.در واقع پروانه ناچار شد همه عمر روی زمین بخزد.و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند.
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن راخدا برای پروانه قرار داده بود تا بوسیله آن مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.
گاهی اوقاط در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم.اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می شدیم-به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی تونستیم پرواز کنیم![]()
خرس گفت:الان وقت خواب زمستونیه،بعدا
صحبت میکنیم !
خرس رفت خوابید
ولی نمیدونست :عمر
جیر جیرک فقط (( ۳ روزه ))![]()
خیلی از ماها این اشتباه رو مکنیم و قدر موقعیتهاو کسانی که دوستمون دارن را نمیدونیم.
من که دلم برا جیرجیرک سوخت.زندگیه بعضیها شبیه این داستان. امیدوارم مال شما اینطوری نباشه؟

